
دنگ و فنگ
هر چرت و پرتي كه فكرشو بكنيد
زن نصف شب از
خواب بیدار میشود و میبیند که شوهرش در رختخواب نیست، _ یادته که پدرت ما رو وقتی که رو صندلی عقب
ماشین بودیم پیدا کرد؟
_آره یادمه (در حالی که بر روی صندلی کنار
شوهرش نشست…) حدس بزنین چی شده...... بچه ها بنده با 6تا از دوستای مث خودم از نظر ظاهر(!) دیروز رفتیم گلستان!!!!!!! دیگه می دونین چه وضعی بود دیگه.... افتضاخ.....دقیقا گا.....شدیم.... حالا بیخی خبر مهمو بگم ....... ....... ........ ........ ......... ...... ......... خلاصه یهو یکی از عرازل اوباش اونجا اومد تو صورتمون گف علیشمس پشتتونه.... من تا اینو گف برگشتم...... واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خود خودش بود موهاش.................. چشاش.................... لباش................... ریشش................. جووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون!!!!!!!! سکته کردم من عاشقشم.... اون موقع فقط 2تا از دوسسسسسسسسسسستای خییییییییییییییییلییی صمیمو شاخم باهام بودن...2تاشون فک کردن پسره داره کرم میریزه....ولی راس گفته بود دیگه.... خلاصه گفتم بچه ها به خدا خودشه...... اونم که دیوونه شده بودن...... انقد خوشحال بودیم..... از بغلش رد شدیم گفتم یه ذره حرف بزن صداتو بشنوم........گف چی بگم؟؟؟ من گفتم جججججووووووووووووووووووووننننننننننن ...... خیلی باحال بود کلی باهم خندیدیم احمق فک می کرد ما 18 19 سالمونه....البته حق داش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! گفتم 16سالمه نزدیک بود پس بیفته!!! خلاصه که عالی بود خدا قسمتتون کنه!!! از مطلب خسته شدم دیگه.... خوش باشین.... سلام رفقای نازنینم امروز می خوام یه بخشایی از زندگیناممو که تازه از طبقه بندی محرمانه بیرون اومده براتون بنویسم امیدوارم بخشی از حقایق روشنگری شه ! من در ابتدای دوران طفولیت برای تحصیل عازم دیار کودکستان شدم بعد از اینکه تو بار هفدهم در امتحان باز و بست مای بیبی چیک چیک قبول شدم تونستم پس از جشن شکوفه ها پا به عرصه ی شگفت انگیز و خطیر کلاس اول بگذارم بعد از اینکه تو املا بعد سه سال و به این ترتیب معلمه هم نفرینم کرد ! من که فک می کردم این گلای رو کتاب فارسی رو گذاشتن تا ما نوشکفتگان عرصه علم و دانش برا روز معلم تو خرج نیوفتیم نگو شیطونا گذاشتنش تا بفهمن کدوم یکی از ماها اینقد باهوشه که بفهمه اینا از این گل چینی ارزوناست .زشته آدم هدیش بده! برا همین این تیرمم به سنگ خورد و نتونستم دل معلم کلاس اولمو به دست بیارم و اینطور شد که از اون ببعد دیگه کسی کشفم نکرد سال دوم ، اول صبح وقتی که در همه کلاس ها قفل بود . بابای مدرسه تشریف برده بودن دست به آب سرویس های اطلاعاتی ناظم ( تا زنگ سوم به دلیل بیکاری و کامل
بودن کلکسیون حیوانات مختلف ، بروبچه ها تو حیات داشتن سیرک بین المللی
اجرا میکردن که حضرت بابا تونستن از آلکاتراس متواری شن برا همینم از اون به بعد تمام توالت های مدرسه تا همیشه بسیار بسیار با کلاس شدن (به جون خودم همشون اپن بودن !) سال سوم بعد از اینکه معلم بخت برگشتم
برای پنجمین بار از اتاق عمل بعد از جراحی قلب باز تو بیمارستان بیرون
اومده بود. برای عیادتش رفتم اونجا در اتاقش رو که زدم و رفتم تو دیدم که طفلک بیهوش افتاده رو تخت. منم یهو
یادم اومد چی بهوشش میاره (خوب بلاخره باید یه کاری می کردم وگرنه چطور می
خواستم تو ریاضی نمره بیارم؟! ) بهش گفتم خانوم معلم من بلآخره بخش های عظیمی از جدول ضرب رو فرا گرفتم یاد گرفتم که 2 ضربدر 2 میشه 4 مثل عبور الکترون ها از مدار 3 فاز به هوش اومد و اشک خوشحالی تو چشاش حلقه زد منم گفتم خوشحال ترش کنم ادامه دادم : تازه خانوم 2 بعلاوه 2 رو هم یاد گرفتم. میشه پنج.که یهو یه صدای بوق ممتدی از همون دوروبرا شنیدم . . . سال چهارم وقتی که سر فرجه امتحانی داشتیم تو دفتر درس می خوندیم حیف شد چون اگر یه کم دیرتر مدیر اومده بود تو ، من غول مرحله آخر ماریو !!! رو کشته بودم (اخه تلویزیون خونه رو قبلا سوزونده بودم) اما مدیرمون از اون هم مخوف تر بود.میشد با نخ حاصل از س سه بار مسیر مدرسمون تا ماه رو جاده ابریشم زد . . . اما سال پنجم حساس ترین قسمته کار بود امتحانا نهایی بودن و من با از همونا که بابا مامانا دوس دارن . به خاطر همین برا اینکه بتونم از پس اینم بر بیام مجبور شدم به چین سفر کنم .پس از تحمل ریاضت ها و طی نشست های صمیمانه با هموسو و بانو یومیول بالآخره تو معبد شاوولین فهمیدم که باید چیکا کنم طرح ریزی یکی از مخوف ترین عملیات های تقلب غیر عامل با نام رمز آخرین سامورایی ! این عملیات به صورت کاملا لایه ای و استراتژیک طی مراحل زیر دنبال میشد : اولین مرحله دستیابی به فناوری های زیر بود که به حول قوه الهی محقق شد 1- منجنیق دوربرد کلاسیک( کاملا سبک وزن از جنس کاغذ!) 2- فناوری تخمیر ! برگه های 3- فناوری تقلید صدای موجودات فضایی (مدیرمون!) 4- فناوری های مدرن مخابراتی از جمله : کفشدوزک نامه بر ! ، سوسک های هدایت شونده با رهگیر صوتی ! و 5- هواپیماهای فوق مدرن با قابلیت حمل کلاهک هسته ای و دسته ای ! (برای شلیک اهداف گروهی !) 6- ملاقاتی مخفیانه با دیوید کاپرفیلد
در کافه ای واقع در شانزه لیزه و دریافت جزوه های کنکوری لازم (ببینین از
اون موقع تو فکر کنکور بودما !) 7- دستیابی به سیستم مخوف رمزنگاری نازی ها ! در جنگ جهانی دوم (من خودم دیدم که هیتلر و موسولینی باهاش چت می کردن وپدر مادراشون هم نمی این بین تنها یک نفر باقی میمونه که
باید جواب تمام سوالات رو از رو کتاب و با کمک سیستم های مخابراتی و . . .
به بیسیم چی برسونه تا کل کلاس بتونن مستفیض شن به همین خاطر نام رمز عملیات آخرین
سامورایی نام گرفته بود.چون اون یه نفر بایستی ماهرترین ،شجاعترین ،
سریعترین ، باهوش ترین و خلاصه ستون فقرات یک گردان نیرو باشه . . .در ضمن
باید دهنش هم قرص می بود چون اگر گیر می افتاد به مدت سه شبانه روز از
میله پرچم آویزوون میشد . . . و از بد روزگار من انتخاب شدم برای اینکار من این روزارو حدس می زدم برا همینم تو شاوولین روزی 30 بار در
حال بالا رفتن از دیوار راست سه تا توپ رو رو دستم می چرخوندم و تلفنی به
مامانم درس پخت بیف استراگنف کلیمانجارویی می دادم. شب ها هم که میشد رو بلندترین تپه ، سعی می کردم با ضربات دست مگس ها رو از حد وسط دوبالشون به دو نیم تقسیم کنم . خلاصه این تمرین ها تموم شد و روز عملیات شد. اول باید سیستم برق مدرسه رو از مدار خارج می کردیم که با همکاری تخریبچی عزیزمون ابرام طرقه به این مهم دست پیدا کردیم بعد در همین هنگام بچه ها صلوات فرستادن تمامی افراد در این بین از فرصت صوتی پیش اومده استفاده کرده و سلاح هاشون رو مسلح کردن بعد از اینستال کردن مهارت های دیوید کاپرفیلد رو مدارهای اونی که قرار بود صدای مدیر رو در بیاره بلاخره موفق شدیم تک تیرانداز دشمن رو یه چن ثانیه ای بفرستیم دی در ! در همین هنگام دوسه تا از نینجا های ما در کسری از ثانیه قاب عکس نیوتون رو که روبروی دیوار بود (و دارای دوربین مداربسته ناظم جون بودش رو ) پیچوندن و حالا . . . باید آخرین سامورایی وارد گود میشد پس بلافاصله پریدم رو سقف و در
تانژانتی از ثانیه گالینابلانکای همه دروس رو که با پیشرفته ترین متد
شاوولینی ساخته بودم به بیسیمچی خودی رسوندم بعدشم که دیگه بچه ها به سمت هم آتش گشودن و . . . کارنامه دوستان رو که دیدم ، خوشحال گشتم اما هنوز یه قلمبه گنده سر راه فارق التحصیل شدنم باقی مونده بود هیولایی به نام نمره انضباط بخاطر همینم آخرین نقشمون رو که در ادامه سلسله عملیات های آخرین سامورایی بود انجام دادیم رهاسازی چند زنبور گنده تو دفتر و سپس نفوذ به رایانه (در وصف قدرتش همین بس که از من دیرتر جدول ضرب رو جواب میداد !!! در ثنای نفوذ ناپذیریش هم فقط یه کلمه میگم : کپر ! ما فقط باید به دفتر میرسیدیم !!! ) و در نتیجه اضافه شدن یه 2 به نمره
انضباطم (دست ناظم درد نکنه . کار منو راحت کرده بود.از کجا میدونست که من
میام آخه از قبل یه صفرشو گذاشته بود !) دوستان عزیز توجه کنن .این اسناد از طبقه بندی سازمان اطلاعاتی انشاالله اسناد دوره راهنمایی نیز . . . اوه نه ! فک کنم 75 سال دیگه طول میکشه که از طبقه بندی محرمانه خارج شه !!! بسه هرکی عکسو دید خوش به حالش!!!!هر کیم ندید ضرر کرد!!!!! در هر صورت دیگه عکسی در کار نیس....البته باید به استجضار برسانم که هانی خانم در این مدت مارو گا...... هم چنین از هر نوع کنایه و تیکه ای هم دریغ نکردن!!!! خب دیگه من برم دفه بعد یه آپ درس حسابی می کنیم... بوووووووووووووووووس بای بای عمله ها(برای توضیح به پست پایین مراجعه شود) نیلوام.....می دونم....شرمنده نکنید می دونم بابا....دلتون تنگیده بود برام ولی به خدا درگیر بودم..... هانی جونم که الهی فداش شم نذاش وب بپوسه.... بچه ها فعلا نمی تونم به کسی سر بزنم از همین جا میگم همتونو دوس دارم..عاشقتونم....مرسی که هنوز منو از یاد نبردین...آیتک جووونم یه سلام خشملم مخصوص خودت.....بوووووووووووووووووسسسس کلنگ همتونم عمله های گررامی!!!!!!!!(تیریپ جدید مرامه!!!!!!!) راستی گفتم منم ببینین...... این خانم خشمله(!) که این گوشس خود نیییلوووو جونه..... شطول مطولین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چه مخملا ؟؟؟ما رو نمی بینین خوشین؟؟؟؟؟؟(البته این دروغی بیش نیود.می دونیم الان اگه ما آپ نمی کردیم دق می کردین) دلمون براتون شده بود این قدر.......دیدین؟؟؟؟؟؟؟ندیدین؟؟؟؟؟؟؟خب به ما چه می خواستین ببینین چی کار کنیم....این مدرسه شده عامل تفرقه...نچ نچ نچ...... خب اینم آپتون.: :..:: .-. : .:::-.::.:- ..:..::. ..-..::-.. ::.- ..:.:.- :::-. :... .. .: .-:::... -::. . .::-..:-.. : ..: . دستت رو بذار رو یه طرف صورتت ....... گذاشتی !؟ یه خره باحسرت به اسب نگاه می کنه، می گه اى کاش تحصیلاتم رو ادامه می دادم! شخصی از خیابون رد می شده، می بینه یه بچه نشسته کنار خیابون گریه می کنه. جلو می ره و می گه چی شده عزیزم؟ پسر بچه می گه سکه ۲۵ تومانی ام را گم کرده ام. مرد می گه اینکه گریه نداره! بیا این ۲۵ تومانی مال تو! بچه باز هم به گریه کردن ادامه می ده! مرد می پرسه دیگه چیه؟ بچه می گه اگه اون سکه را گم نکرده بودم الان ۵۰ تومن پول داشتم! می دونم بیداری و داری ستاره ها رو می شماری ولی یکیش کمه... آخه داره اس ام اس میزنه.... منم خوابم نمی بره دارم گوسفندا رو می شمارم اما یکیش کمه... چون داره اس ام اس میخونه! وقتی خودمو تووی آینه نگاه می کنم......می فهمم خوشگلی چقدر دردسر داره..............خوش به حالت که دردسر نداری!!!! زندگی زیباست.......بدون تو زیباتر میشه!!!!!! می دونی بی مغز ها سکته مغزی نمی کنند؟؟؟؟؟خوش به حالت واقعا!!!! خب دیگه همینا کافیه.......خب تا آپ بعدی بای سلنگ . سلیم.بر همگی شطولین؟؟؟؟؟مدرسه خوش میگذره؟؟؟؟؟؟؟ما که بسی عزا رفتیم واسه همین گفتیم بیایم یه کم چرتو پرت بنویسیم که هم دل شما شاد شه هم دل ما از نظرات شما اینم چرتو پرتا:::: غضنفر داشت از بي خاصيت بودن حشره کش ها گله ميکرد. يارو ميره بنگاه ميگن يه خونه داريم کنار راه آهنه صدا زياده ولي بعد از يه هفته عادت مي کني. يارو ميگه:اشکالي نداره اين 1 هفته رو ميريم خونه داداشم يارو با موتورش ميره تهران يه دخـتر سوار مي کنه. دخـتره با ناز ميگه:عشقت ماله منه چشات ماله منه صدات ماله منه .... يارو ميزنه کنار و ميگه پياده شو بابا ، الان ميگي موتورتم مال منه غضنفر نشسته بود سر جلسه کنکور. سؤالا رو پخش مي کنن و غضنفر اول يه پنج دقيقه اي مبهوت به سؤالا خيره ميشه . بعد يه پنج تومني از جيبش در مياره شروع مي کنه تند تند شير يا خط کردن و پاسخ نامه رو پر ميکنه . بعد 50-40 دقيقه مراقب ميبينه غضنفر خيس عرق شده و مرتب يه سکه رو ميندازه بالا و زير لب فحش ميده . ميره جلو مي پرسه داري چيکار ميکني؟ غضنفر مي گه همه سؤالا رو جواب دادم . دارم جوابامو چک ميکنم. پليسه به غضنفر گير ميده که اقا اينجا جاي ماهيگيري نيست . غضنفر ميگه : خب نيست که نيست پس چرا تابلوي ماهيگيري ممنوع نزدين؟ پليسه ميگه : خب نزديم که نزديم تو از بالاي اکواريوم بيا پايين ! به غضنفر ميگن تور را تعريف کن؟ ميگه: تور مجموعه سوراخهايي هستند که با طناب به هم وصل شدهاند. غضنفر با دوستش داشتن با ماشين توي جاده ميرفتن که يه گله گوسفند از جلوشون رد شد. سخت ترین سوال کنکور 68: در کدام گزينه قلمراد داره مي خنده؟ در پي کاهش جمعيت پسران نسبت به دختران: درخيابان: دختر:جـــــــــووون! جيگرتــــــــــــــــو! پسر: ايييييييييييش! گمشو! دختر: شماره بدم زنگ ميزني؟! پسر: واه واه ! مگه خودت برادر و پدر نداري! واسه چي مزاحم پسر مردم ميشي اگهي ازدواج: خانومي هستم تحصيل کرده،زيبا ،با موهاي مشکي و بلند،چشم هاي مشکي،اندامي مناسب ،کمري باريک،کاملا معاشرتي،داراي اپارتمان و ماشين اخرين مدل و با وضع مالي عالي،که حاضر به ازدواج با هيچ مردي نيستم....فقط اگهي دادم دلتون بسوزه امروز داشتم از جلو گلفروشی رد میشدم دیدم قشنگترین گل دنیا نیست.... نگران شدم....... اس ام اس دادم بگم گوسفند برا چی خوردیش..؟!! تركه يه مگس ميگيره, بش ميگه بپر.. مگسه ميپره. مگس رو ميگره يه بالشو ميكنه, بش ميگه بپر.. مگس به زور ميپره . باز مگس رو ميگيره اون يكي بالشم ميكنه, بش ميگه حالا بپر... مگسه نيمپره. بعد تركه ميگه : حالا ما نتيجه ميگيريم كه وقتي بالهاي مگس رو بكنيم ، مگس كر میشه !! خواص گوسفند :1- بو مي دهد 2- سبزي مي خورد 3- گاهي مي خوابد 4- پرواز نمي کند 5- اس ام اس هاي سر کاري را با دقت مي خواند. حالا دیگه واقعا باید بیاین وسط حالا همه با هم بگین تولد کیه؟؟؟؟؟؟؟بلی....بلی تولد نیلوی خوشگلو عزیزمه (قابل توجه افراد حاضر این شعر واسه نیلو بود خواهشن به خودتون نگیرید.چیه؟؟؟؟زاغارت بود؟خب چی کار کنم شعر گیر نیوردم) بچه ها جان بیاین همتون دسته جمعی واسه من دعا کنین که ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ سال زنده باشم نیلوفر جون جونم.امیدوارم ۱۰۰۰۰ سال زیر سایه پدر و مادرت زندگی کنی و همیشه همیشه موفق باشی. کوتاه ترین فاصله برای دوست داشتن ، فقط یک لبخنده ولی تو نیشتو ببند ! چون من بدون لبخند هم دوست دارم !
خب بنده مي خوام با بيان ناطق و سليسم اينجارو منور كنم و به رضايت دالهي و ائمه ي اطهار و با اجازه از مظهر مقدس امامان ((پارتي)خودمونو شروع كنيم.. اول مي خوام يه نطق كوتاهي در مقابل اين جمعيت...خواهش مي كنم...لطفا اجازه بدين.....اي بابا من متعلق به همه ي شما هستم ولي بذارين حرفمو بزنم....اااا.......بشين آقا خانم برو عقب پشت صحنه بت امضا ميدم...((عجب مردم بي جنبه اي داريم به خدا)) جا بیشتر نتونسم بنویسم چون این شعر واسه نیلو بود منم واسه تولدش کش رفتم. ۷ روز دیگه مونده تا یکی از تولدا.....حالا همه با هم خب تا حالا که کسی نتونسته از این جایزه نفیس بهره مند شه حالا مجبوریم یکم راهنمایی کنیم........ خب اولین تولدخیلی مهم تازه یه سالش میشه از حالا تا ۶ روز دیگه وقت دارین بگین تولد کیه..... بدو ........هرکی برنده شه یک عدد جایزه نفیس بش میدیم که همون موقع میگیم چیه.....حالا نیمیگیم تا تو خماریش بمونین خب بدویین فیلا به....به....به......حالا بیا وسط.....بیا .....بیا.....بیا وسط......بدو ....حالا بیا قر کمر........بدو .....بدو......بیا وسط حال کنین چه آهنگی واستون گذاشتیم اصلا خود به خود قر میاره تو کمرت خب سلام به برادران و خواهران گرامی و محترم گل گلابو چمنو ووووو.... شطول مطولین؟ بلی.....پس از مدتها نیلو و هانی برگشتند اومدیم و وای اومدیم.با کلی چرتو پرت اومدیم گفتیم هم یه آپی کرده باشیم . هم یکی از این بناده محترمه(هانی راستی برو بچس گرامی دو تولد در پیش داریم که یکیش ۱۲ زور دیگس یک دیگشم ۱۶ روز دیگه .هرکی تونس حدس بزنه تولد کیه .......یه جایزه پیش ما داره خب دیه زیاد چرتو پرت گفتیم .حالا برین آپتوو بگیرین:
یه نفر رفته بود زيارت امام رضا . بعد از زيارت دستش را براي احترام روي سينه اش گذاشت و عقب عقب آمد بيرون. يه دفعه ديد كه خورده به يه چيزي . نيگاه كرد ، ديد كه يه تابلو است و روش نوشته: تبريز 5 كيلومتر! یه نفر يه سگ فلج داشته، هر وقت دزد ميومده، سگه رو مي گذاشته توي فرغون و دنبال دزده ميدويده يه روز يه نفر به پسرش مي گه اين جوري که تو داري درس مي خوني در آينده حتي يه گوساله هم نمي شي. اصلا مي دوني گوساله چيه ؟ پسر: آره که مي دونم گوساله، کسيه که باباش گاو باشه ? يارو ميره تلويزيون ميخره بعد بر ميگرده ?كنترلشو ميده به صاحب مغازه و ميگه اقا اين ماشين حساب همراش بود بگير حرومي به ما نمياد (تست هاي جديد كنكور ۸۸ *علوی!*) يکي از اشکال ماده ؟ بلی ...........بلی...........بلی........... می دونی چی شده؟؟؟؟؟؟؟نمی دونی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟می دونی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اهههه بالاخره می دونی یا نه؟؟؟؟؟؟؟نمی دونی؟؟؟؟؟؟؟پس نمی گم تا تو خماریش بمونی....... ... ..... ..... باشه بابا می گم...گریه نکن...... بلی......پس از مدت ها هانی خانوم گل و گلاب برگشت.تورو خدا پا نشین....تو رو خدا .یکی یکی بیاین جلو بهتون امضا بدم. عزیزانی که می دانند بنده برای چه یک مدت حضور نداشتم ظرف ۲ روز آینده باید خیر مقدم خود را همراه با تبریک بلند بالا به اطلاع اینجانب برسانند.بدیهی است پس از موعد مقرر هیچ گونه توجیهی پذیرفته نمی باشد و افراد خاطی مجازات خواهند شد. عزیزانی هم که نمی دانند به درک...ندانند.حالا اگه خیلی دوس دارن می تونن بیان تبریک بگن ولی نباید فضولی کننئد. این آپ به خاطر نیلوی گلم (۰الهی همتون پیش مرگش بشید)نوشتم آخه کمی تا قسمتی از دست بنده هیستیریک گشتند که با یک تعهد کوچک از اعدام بنده صرف نظر نمودند. منم طبق تعهدم آپ کردم.می بینید این دوست گلم چه روح لطیفی داره.قربونش بشم.دلتون بشوزه شما که از این دوستا ندارین یک مورد دیگر این که از حضور بنده در این یک هفته نهایت استفاده را ببرید زیرا که هفته ی دیگر نیز حضور ندارم.چی کار کنم دیگه آدم های مشهوری مثل ما دو تا وقت سر خاروندنم ندارن ولی چون می دونیم خیلی به این وبلاگ وابسته این آپ می کنیم خب زیاد پر حرفی شد اینم چرتو پرتایی که نوشتم: اولش یه سری ضرب المثل که در اینده سگ درصد به کارتون میاد: آب در "آب سرد کن" و ما تشنه لبان مي گرديم! پرادو سواري دولا دولا نميشه! نابرده رنج گنج ميسر نمي شود --- مزد آن گرفت جان برادر که کلاه برداري کرد ادکلن آن است که خود ببويد --- نه آنکه فروشنده بگويد سرش بوي پيتزاي سبزيجات ميده!!! کوه به کوه نمي رسه ، ميّت رو زمين نمي ماند مرا هست کفشی ز عصر حجر/ که میراث مانده ز جد پدر شريك غمش بوده و شاديش / به پا كرده در جشن داماديش خدايش بيامرزد آن زنده ياد / كه از خود هم اين ارث بر جا نهاد چو هي ميبرم پيش هر پينه دوز / ز مغزش پريده است برق و فيوز! به هر سوي آن خورده صد دانه ميخ / فرو ميرود توي پايم چو سيخ هميترسم آخر به جرم قاچاق / كه مامور گردد برايم براق و يا ميزنم واكس بر رويهاش / گذارم سپس داخل موزهاش ای یار به جهنم که مرا دوست نداری کنون رزم و يروس و رستم شنو دگرها شنيدستی اين هم شنو خب دیگه کافیه .......تا آپ بعدی بدرود دوستان خب بروبکس گرامی من هیچی نمی خواستم بگم....یعنی فعلا نمی خوام بگم وگرنه مگه میشه من حرف نزنم....دق می کنم میدونید که... خب زودی بگم و برم... اولین لینکم دوست جیگر خودمه....البته میرین توش زیادی ازم تعریف کرده..!!!!!! زیاد حرفاشو به دل نگیرین من به اون خوبیام نیستم واااا مگه من شوخی دارم..؟؟ نیستم دیگه...نگا همرو بدبین کردی...!!! خب دیدم ۲تا آپ پیشم تقریبا خیییییلیییی توهین به پسرا بود....بازم از این عکسای مزخرف که خیلیم مسخرس گذاشتم..... در ضمن بگم به این هانی اصلا هیچ کاری نداشته باشین.....هیچ غلطی نمی کنه..... بیشعورر هانی خانم گفته بودم بت فحش میدم ولی عذاب وجدان پیدا کردم... بقیه جمع پرو نشنا............فقط من حق دارم به هانی خودم از این حرفا بزنم اگه کسه دیگه ای از این غلطا کنه..........جونشو گذاشته کفه دستش... 1- تا ديروز مي گفتن دوست دخترامروز مي گن داف(هر چند نمي دونن داف با چه الفيه) 2- تا ديروز موهاشنو با زل سيخ مي كردن امروز با اندوگراف(هر چند شما پسرا عقلتون به واندوگراف نمي رسه) 3- تا يروز ابروهاشونو بر مي داشتن امروز تاتو مي كنن(الگوشونم حامد هاكانه) 4- تا ديروز رو كاغذ كاهي شماره مينوشتن امروز بيزينس كارت مي دن(هيچ جا هم اعتبار داره) 5- تا ديرزترياك رو چراغ نفتي دود مي كردن امروز رو شومينه(معتادا هم معتاداي قديم) 6- تا ديروز تو كوچه بنبست قرار مي ذاشتن امروز تو كافه تريا(زودم قهر مي كنن پولشونو دختره حساب كنه) 7- تا ديروز سقز مي تركوندن امروز اكس مي تركونن(سقزم بهشون توهم مي داده) 8- تا ديروز آشغال دم در مي ذاشتن امروز خودشونم با اشغالا وا مي سن دم در(اونم با عينك دودي) 9- تا ديروز ساعت 9 مي خوابين امروز اصلا شبا خونه نمي يان كه بخوابن(كارتون خواب مي شن) 1۰- تا ديروز مرطوب كننده ي گل پسند مي زدن امروز كرم پودر ساويز(خارجي شو مي خواي چكار) 11- تا ديروز عطر كبرا مي زدن امروز noxa مي زنن(ولي بازم بو گه مي دن) 12- تا ديروز دخترا رو سوار مي كردن امروز به دخترا سواري مي دن(خر سواري دلا دلا نمي شه) 13- تا ديروز واسه سگشون قلاده مي خريدن امروز واسه خودشون مي خرن(واق واقم مي كنن) 14-تا ديروز پيرهنشونو مي نداختن رو شلوارشون امروز ناف نما مي پوشن(منعشون نكني نگينم مي ندازن تو نافشون) ۱۵- تا ديروز كارت تلفنشونو پرس مي كردن امروز سيم كارتشونو پرس مي كنن(ولي بازم همراهشون به علت بدهي قطع مي شه) ۱۶- تا ديروز ريش آيت اللهي مي ذاشتن امروز ريش بزي (گرگم مي خورتشون) ۱۷- تا ديروز آتاري بازي مي كردن امروز دختر بازي مي كنن(هميشه هم گيم اوور مي شن) ۱۸-تا ديروز با درو ديوار عكس مي نداختن امروز با درو داف(تا ديروز با درو ديوار جلق هم مي زدن اگه سرت داد زدن آروم گریه کن...اگه بهت زور گفتن حتما قبول کن... اگه بهت توهین شد ساکت بمون...چرا؟؟ چون دختری!!! چون به خاطر احساستی بودنت نیاز به بغض و گریه داری... چون به خاطر ضعیف بودنت نیاز داری که یه زورگو بالای سرت باشه... چون تو محکومی به مطیع و آروم و معصوم بودن... پس همه دارن احتیاجات تو رو برآورده می کنن! همه دارن بهت لطف می کنن! اما فاجعه اینجاس که گاهی این میون بعضی از خانومای واقعا محترم هم می خوان به نیازهات جواب بدن و برات زن بودن رو جا بندازن... و وای به حالت اگه فقط یه کم با اونا توی بعضی مسائل مخالف باشی....! یهو از جا می پری... آقا می خواد از توی جیب عقب شلوارش پول در بیاره... این وسط یه لطفی هم به تو میکنه... نگاش می کنی و سعی می کنی در کمال سکوت و در حالی که حیای دخترونه(!) رو حفظ می کنی... بهش بفهمونی که اون منحوس ترین موجودیه که تا به حال دیدی... آقا چیکار می کنه؟ اینبار یه لبخند تحویلت می ده! حالا کاملا احساس یه سوسک رو درک می کنی وقتی زیر پا له می شه... به وجودت داره توهین می شه... به حقوقت داره تجاوز می شه... انسانیتت به تمسخر گرفته می شه... غرورت داره محو می شه... تجاوز حتما این نیست که ببرنت توی یه خونه و هر بلایی خواستن سرت بیارن و بعد تبدیل بشی به یه زن بدون حق زندگی و زن بودن... اینم یه تجاوزه... علنی و آشکار و در ملا عام! روزی هزار بار توی تاکسی و خیابون بهت تجاوز می کنن... به احساساتت... به شعورت... به عاطفت... به غرورت... به معصومیتت... به اعتقاداتت... وبه دختر بودنت!!! ...همهی ما میدانیم و بر این موضوع واقفیم كه «دختر وپسر ندارد، مهم این است كه بچّه آدم باشد!» پس ما هم با بی طرفی كامل به مقایسهی انواع و اقسام این موجود مهم میپردازیم:
شخصیت و درون او باشد . اما از اونجا كه فحش در بین دانشجویان امروزه ی
ما جایگاه بسیار ویژه ای دارد بنده شما رو با تعدادی از اونها آشناتون می
كنم كه از شهرت ویژه ای برخوردارند :
دانشجوی تهران شمال :
نكته : وقتی می خونید این قسمتو سعی كنید لباتون تا حد امكان غنچه باشه:
بی ادب , تو واقعا عقلتو از دست دادی دیوونه . منو ترسوندی بی شعور تلفظ
: بی ششووور ) امیدوارم ولنتاین كچل شی . بد بد بد)
دانشجوی تهران جنوب :
(.... .... .... ..... ... .. ... ..كلا سانسور شد )
دانشجوی دانشگاه تهران :
وطن فروش مزدور , لیبرال خود فروخته , مخل نظام , تو حق شركت در انتخابات
بعدی رو نداری با اون كاندید از خودت نفهم تر , فاشیست تند رو
(توجه داشته باشید كه موضوع دعوا سیاسی بوده)
دانشجوی پزشكی :
در دیكشنری این بروبچ كلمه ی فحش تعریف نشدست
دانشجوی هنر :
من شعر دوازدهم از هشت كتاب استاد سهراب رو به تو بی ادب بی فرهنگ تقدیم
می كنم امیدوارت گیتارت بشكنه و تا اخر عمر یكه و تنها و بی عشق و ژولیت
بمونی .
وفتی هم كار بالا می گیره كاریكاتور همدیگه رو می كشن .
دانشجوی الهیات :
یا ایهو الذی فحشو فحشً فاحشتن ای هستیت به عدم مبدل , ای دچار دور تسلسل
شده , ای علتت به ممكن الوجود گرویده , فلسفه ی تو دچار تضاد شده و من به
خود اجازه ی بحث نمی دم .... *
*: این آخری كه گفت از اون ناجوراش بود كه فلش بك زد به دوران دبیرستان و
رشته ی علوم انسانی كه می خوند و واسه خودش یلی بود
دانشجوی تربیت بدنی:
به من گفتی ... , ... خودتی و جد و آبادت
به همین كوتاهی البته بعدش یه 2 ساعتی بزن بزن می شه
دانشجوی زبان خارجی :
هنوز دعوا نشده , شروع می كنن خارجكی بلغور كردن البته به نظر من اگه
ترجمه ی حرفاشونو می دونستند خودشون رو زبونشون فلفل می ریختن و 2 روز تو
اتاق خودشونو حبس می كردن
دانشجوی حقوق :
تو با این كارت به حقوق شهروندی من تجاوز كردی و من طبق اصل 153 قانون
اساسی حق دارم ازت شكایت كنم و مادرتو به عزات بشونم شما می تونید هیچی
نگید اما هر چی بگید بر علیه شما تو دادگاه استفاده می شه .
راستی اگه وكیل تسخیری خواستی به خودم بگو
دانشكده ی كاشون :
كسی با تو زر نزد . كثافت مرض . از جلو چشام خفه شو
( من قصد توهین یه هیشكی رو ندارم )
دانشجوی دختر
دراكثرموارددختره وقتی باپسره دعواش میشه:
دختر:تو همیشه به من دروغ گفتی , تو هیچ وقت منو دوست نداشتی , من بازیچه
ی دستای كثیفت بودم , حالا جواب خونوادمو چی بدم ؟ برو گمشو دیگه نمی
خوام ببینمت .
ربدشامبرش
را میپوشد و به دنبال او به طبقه ی پایین میرود،و شوهرش در آشپزخانه نشست بود
در
حالی که یک فنجان قهوه هم روبرویش بود . در حالی که به دیوار زل زده بود در فکری
عمیق فرو رفته بود…
زن
او را دید که اشکهایش را پاک میکرد و قهوهاش را مینوشید…
زن
در حالی که داخل آشپزخانه میشد آرام زمزمه کرد :
“چی شده عزیزم؟ چرا این موقع شب اینجا نشستی؟”
شوهرش
نگاهش را از قهوهاش بر میدارد و میگوید :
هیچی
فقط اون موقع هارو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که
تازه همدیگرو ملاقات میکردیم، یادته؟
زن
که حسابی تحت تاثیر احساسات شوهرش قرار گرفته بود، چشمهایش پر از اشک شد
گفت:
“آره یادمه…”
شوهرش
به سختی گفت:
_یادته وقتی پدرت تفنگ رو به سمت من نشون گرفته
بود و گفت
که
یا با دختر من ازدواج میکنی یا ۲۰ سال میفرستمت
زندان ؟!
_آره اونم یادمه…
مرد
آهی میکشد و میگوید: اگه رفته بودم زندان الان آزاد شده بودم


10 شدم پول وام مسکن خونمون هم برا هزینه کلاس خصوصی کفاف نداد
کاش کور بودی می فهمیدی چی نوشتم!!!
![]()
اگر همسفر عشق شدی...
قربونت کرایه ما رو هم حساب کن
آیا دوستان شما در مسنجر برای شما افلاین می آیند؟ آیا می خواهید مچشان رابگیرید؟
آیا می خواهید بدانید چه کسانی در مسنجرآنلاین هستند؟ اگر می خواهید بدانید
باید بگویم خیلی فضولید!!!
خوب به این پدیده میگن ماه گرفتگی !
می خواستن حیف نون رو اعدام کنن، ازش می پرسن: آخرین حرفت رو بزن.
می گه: لعنت بر پدر و مادر اون کسی که بزنه زیر چهار پایه!
![]()
![]()
![]()
![]()
ازش پرسيدن : چطور ؟ گفت :
مثلا الان سه روزه که يه مگس توي اطاق منه ولي تا يه جا ميشينه
بمحض اينکه ميخوام با قوطيه حشره کش بزنم توي کله اش ومخش رو داغون کنم فرار ميکنه !![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اين جمله چند غلط املايي دارد؟ «شوراي عمنيط براي جلوگيري اذ جنگ طشکيل شدح عسط» علف)ثه، ب)چحار، ج)حفت، د)ياضدح![]()
دوست غضنفر ازش پرسيد : اگه گفتي تعداد گوسفنداي اين گله چند تاست ؟
غضنفر بلا فاصله جواب داد : هفتصد و چهل و نه تا !
دوستش با تعجب از غضنفر پرسيد : اخه چطوري با اين سرعت تونستي اينهمه گوسفندو بشمري ؟
غضنفر جواب داد : خيلي راحت. چون پاهاشون رو شمردم و تقسيم بر چهار کردم !![]()
1-he he he he
2-HE HE HE HE
3-HE he HE he
4-Hehehehe![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
..........بدو بیا وسط.
........می خوام همتون یکی یه قر بیاین چون امروز روز خیلی خیلی خیلی خیلی ....خیلی مهمیه.![]()
![]()
می دونم حتما همتون حدس زدین و میدونین امروز یه تولد داریم
.
این تولد .تولد عزیز ترین و جیگر ترین و ماه ترین دوستم هستش.یکی که حتی از جونمم بیشتر دوسش دارم.......![]()
![]()
تا بتونم تولد۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ سالگی نیلو رو جشن بگیرم![]()

خیلی خیلی دوست دارم .تولدت مبارک.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()




خب داشتم مي گفتم....بببله..همون طور كه مي دونين امروز روز تولد جیگرمه .حالا همه بريزين به هم ...كف....دست ...اها اها....دست....پا....سر..كله...شكم....بدن.....اي بابا آقا شست پاتون رف تو چشه بنده...خانم دخترتون غش كرد.....آقاي محترم مواظب پسرت باش داره به بهانه غش كردن به دختره تنفس مصنوعي ميده!!!!!!!!!!!
خب حالا اركس مياد تو كار............
حالا بنده با صداي دل نشينم مي خوام آهنگ تفلد برات بخونم.....
البته اون تفلدت مبارك قديمي شده ما به سبك مد روز مي خونيم!!
دذيريد ديرين نينگگگ دانگ دووونگ دينيگ دينيگ تان گتونگ.......
هانی خشمل بيا...بازم هانی خشمل بيا.....
بوق بوق بوق بوق بوق دانكگمبي مينبگ
دل منو بردي كجا اي نیلوی ناقلا... اگه بياي پيشم باشي تنها نمي مونيم ما2تا....اگه بگي دوسم داري همرو فراموش مي كنم...شمع روي كيكتو واسه ي تو خاموش مي كنننننم......اگه كنارم بموني هميشه ميشم happy happy...روز جشن تفلدت رو به كسي نگي نگي .من مي خوام تورو ببينم مشتاق مشتاقم...آخه وقتي با مني خوشحال خوشحالللللللللللللم....
دونگ دينگ دان دان دانگ ديرين ديرين رين دانگ دينگ
(شيپور-سنتور-گيتار-تار-گيتار برقي-3تار-پيانو-تنبك-دف-طبل-جاز-ويولون)
اينجا به بعد به صورت رپ خوانده شود::::::
من تورو مي خوام دلمو بت پاس ميدم....خيلي دوست دارم خب راس ميگم....بوست مي كنم( اينجاشو نمي فهمم)............منم مي خرم برات يه x3(آقا جگواره...يك ماشين خفففففيه كه نگو البته من x1بيشتر دوس دارم جديدترينشه)
تا باهاش برين آره لندن...توام واسم ميگيري يه گردن بند!!!!!!!!!!
كه بكنی منو happy happy.....بازم بخون آهنگ رپي مپي.....![]()


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


......بیا بیا بیا وسط
.....بیا ولوم بره روی صد.....آها.....حالا حالا حالا
![]()
....و دومین تولد واسه یکی از ماها خیلی خیلی مهمه که نمی شه گفت واسه کدوم یکیمون چون بعد لو میره![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تا باز با چرتو پرتا و خزعبلات خود لبخند بر لب دوستان گرامی بنشانند .ولی خداییش دق نکردین تو این مدت؟؟؟؟؟نه خداییش؟؟؟؟؟؟؟حالا بیخیخی .
) که به سیب زمینی شهرت یافته بود
کمی ابراز احساسات کرده باشه ![]()
![]()
به يكي ميگن: سفر حج چطور بود ميگه عالي، خيابوناش تميز، برجاش بلند، ماشينا همه آخرين مدل، يه جاي ديدني هم داشت كه خيلي شلوغ بود من نرفتم.
يه روز دو تا دختراز اين لوس مامانم اينايي داشتن تو خيابون راه مي رفتن يه پسره بهشون متلك مي ندازه يكيشون عصبا ني ميشه بر مي گرده به پسره مي گه : بد...بد........بد دوستش به دختره مي گه :بابا ولش كن تو كه كشتيش!
يه روز يه يكي ميره خونه رفيقش. وقتي ميخواد بلند بشه بره رفيقش ميگه حالا كه ظهره نهار رو بخور بعد برو. يكي ميگه: باشه . نهار رو ميخوره بلند ميشه كه بره رفيقش ميگه آخه با معده پر كجا ميري ؟ يه چرت بزن بعد برو. يكي ميگه باشه .يه چرت ميزنه بعد بلند ميشه كه بره رفيقش ميگه بشين يه دست تخته بزنيم بعد برو. ميگه باشه. يه دست تخته ميزنه بعد بلند ميشه بره رفيقش ميگه الان كه شب شده شام رو بخور بعد برو. يكي ميگه باشه. شام رو ميخوره بعد بلند ميشه بره رفيقش ميگه اين موقع شب كجا ميخواي بري ؟ بخواب صبح برو. يكي ميگه باشه. ميخوابه صبح بلند ميشه بره رفيقش ميگه صبحانه چي؟ يكي ميگه نه ديگه مرسي زن و بچه تو ماشين منتظرن!!!!
![]()
يك دختره تو خيابون ميرفته. يه هو يه پسره محكم بغلش ميكنه دختره ميگه ببين تا ده هزار ميشمارم اگه ولم نكني جيغ ميزنما!
![]()
اطلاعيه وزارت سلامتي: از اين پس براي گرفتن بليت هواپيما علاوه بر ارائه شناسنامه به ارائه وصيتنامه هم احتياج است.
![]()
گربه دستش به گوشت نميرسيد ميگفت عيبي نداره بجاش سويا ميخورم!
![]()
يكي:آقا اين همسايه مون ساعت 2 نصفه شب هي با مشت ميكوبيد به ديوار خونمون! دوستش:عجب آدم هاي مردم آزاري پيدا ميشن.حتماً نذاشتن بخوابي؟ يكي:نه,خوشبختانه خواب نبودم,داشتم شيپور تمرين مي كردم.
![]()
تست های فرهنگی هنری
هنرپيشه معروف سينما ؟
الف) محمدرضا گلزار
ب) محمدرضا علفزار
ک) محمدرضا گندمزار
ش) محمدرضا دشت
هنرپيشه مرحوم سينما ؟
الف) رضا ژيان
ب) رضا ماکسيما
ک) رضا فولکس
ش) رضا خاور
هنرپيشه مرحوم فيلم “ممل آمريکايي” ؟
الف) نعمت الله گرجي
ب) نعمت الله ساقه طلايي
ک) نعمت الله شيرين عسل
ش) نعمت الله مينو
هنرپيشه زن معروف سينما ؟
الف) هديه تهراني
ب) کادوي تهراني
ک) چشم روشني تهراني
ش) قابل نداره تهراني
بازيگر چشم روشن سينما و تلوزيون ؟
الف) پارسا پيروزفر
ب) فارسا فيروزپر
ک) پارسا پيروزپر
ش) فارسا فيروزفر
يکي از آهنگ هاي منصور ؟
الف) ديوونه
ب) … خل
ک) منگل
ش) عجوج مجوج
خشايار اعتمادي چه سبکي مي خواند ؟
الف) پاپ
ب) اسقف
ک) راهبه
ش) موبد
تست های ورزشی
کشتي گير گردن کلفت ايران ؟
الف) عباس جديدي
ب) عباس قديمي
ک) عباس نيو
ش) عباس آپ تو ديت
تيم فوتبال آباداني ؟
الف) نفت آبادان
ب) بنزين آبادان
ک) گازوئيل آبادان
ش) روغن آبادان
باشگاه انگليسي ؟
الف) ميدلزبرو
ب) ميدلزبيا
ک) ميدلزبودي حالا
ش) ميدلزپاشو برو گمشو
بازيکن بوسنيايي سابق بايرن مونيخ ؟
الف) حسن صالح حميدزيچ
ب) حميد صالح حسنزيچ
ک) حسن حميد صالحزيچ
ش) بابا چند نفر به يه نفر ؟؟؟
دروازه بان انگليس در جام جهاني ١٩٩٨ فرانسه ؟
الف) ديويد سيمن
ب) ديويد سيمثقال
ک) ديويد سيگرم
ش) ديويد سيتن
مهاجم سال هاي دور منچستر يونايتد ؟
الف) اندي کول
ب) اندي سرشانه
ک) اندي پشت بازو
ش) اندي مرسي هيکل
مهاجم تيم ملي هلند و آرسنال ؟
الف) دنيس برگکمپ
ب) دنيس اروين
ک) دنيس وايز
ش) دنيس تريکو
تست های علمی تفريحی
مساحت دايره چقدر است ؟
الف) ٢ متر
ب) ٥/٢ متر
ک) بيشتره
ش) صبر کن بپرسم
سرعت نور چقدر است ؟
الف) خوب است
ب) بد نيست
ک) شما چطوري ؟
ش) چه خبر ؟
در بيت زير چه صنعتي به کار رفته است ؟
“بي وفايي ، بي وفايي ، دل من از غصه داغون شده”
الف) ايهام
ب) صنعت نفت
ک) صنعت پتروشيمي
ش) صنعت آبکش سازي
شاعر قرن ده دوازده؟
الف) هاتف اصفهاني
ب) ابي اصفهاني
ک) اندي اصفهاني
ش) سياوش قميشي اصفهاني
فعل “خوردن” را صرف کنيد ؟
الف) چشم
ب) صرف شده
ک) ميل ندارم
ش) نوش جان
يکي از وسايل مربوط به فيزيک که در عينک ، تلسکوپ و ميکروسکوپ به کار ميرود ؟
الف) عدسي
ب) کاچي
ک) فرني
ش) لوبيا با دوغ
دانشمندي که بين بار الکتريکي و جرم الکترون ها و سرعت حرکت آنها رابطه اي نوشت ؟
الف) تامسون
ب) واشنگتني
ک) بمي
ش) شهسواري
شاخه اي از علم فيزيک ؟
الف) مکانيک
ب) باطري ساز
ک) بوسترساز
ش) کمک فنرساز
نويسنده “منطق الطير” کدام شاعر است ؟
الف) عطار نيشابوري
ب) نجار نيشابوري
ک) سمسار نيشابوري
ش) کوپن فروش نيشابوري
الف) گاز
ب) يخچال
ک) بخاري
ش) ماشين ظرف شويي
نام ديگر اسيد فرميک ؟
الف) جوهر مورچه
ب) جوهر مورچه خوار
ک) جوهر پلنگ صورتي
ش) جوهر سرندي پيتي
نام گاز سرد کننده يخچال هاي قديمي ؟
الف) فرعون
ب) نمرود
ک) ابرهه
ش) خسرو پرويز
نام ديگر گازهاي بي اثر مثل هليم ، نئون و … ؟
الف( گازهاي نجيب
ب) گازهاي سر به زير
ک) گازهاي باوقار
ش) کلا بچه هاي خوبي هستن (مثل من))
وقت شما به پايان رسيد . لطفا ماوس های خود را بالا بگيريد!!!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بود چون كه جان سخت چون كرگدن / بپوشم به هر گاه و بيگاه من
هر آنچه ز وزنش گويم كم است / كه سنگين چنان كله رستم است
ز پايم بود چند سانتي گشاد / چو پاپوش افراسياب و قباد
مرتب به پايم لخ لخ كند / ندارد چو كف پاي من يخ كند
ز بس خورده اقسام واكس و پماد / مرا رنگ اصلش نيايد به ياد
ولي من ز باباي جنت پناه / شنيدم كه رنگش بوده سياه
بسي نعل خورده است بر تخت آن / شاه سم قاطر پادگان!
كه اين جزو آثار تاريخي است / چرا كه خطوط تهش منحني است
اگر عمر باقي است، سال دگر / سپارم من آن را به امواج بحر
كه تا همچو زورق همراه باد / رود گويي اصلا ز مادر نزاد
از عشق تو هرگز نکنم گریه و زاری
اگر روزی بری و یاری بگیری
الهی تب کنی فرداش بمیری
الهی سرخک و اریون بگیری
تب مالت و فشار خون بگیری
اگر بردی ز اینها جان سالم
الهی درد بی درمون بگیری
که اسفنديارش يکی ديسک داد بگفتا به رستم که ای نيک زاد
در اين ديسک باشد يکی فايل ناب که بگرفتم از سايت افراسياب
چنين گفت رستم به اسفنديار که من گشنمه نون سنگک بيار
جوابش چنين داد ٬خندان طرف که من نون سنگک ندارم به کف
برو حال می کن بدين ديسک٬ هان ! که هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوی خانه اش شتابان به ديدار رايانه اش
چو آمد به نزد مينی تاورش بزد گرز بر دکمه ی پاورش
دگر صبر و آرام و طاقت نداشت مر آن ديسک را در درايوش گذاشت
نکرد هيچ صبر و نداد هيچ لغت يکی ليست از روی ديسک او گرفت
در آن ديسک ديدش يکی فايل بود بزد انتر آنجا و اجرا نمود
کزان يک دم و شد همان دم عيان يکی فيلم و موزيک و شرح و بيان
به ناگه چنان سيستمش کرد هنگ که رستم در آن ماند مبهوت و منگ
چو رستم دگر باره ريست نمود همی کرد هنگ و همان شد که بود
تهمتن کلافه شد و داد زد ز بخت بد خويش فرياد زد
چو تهمينه فرياد رستم شنود بيامد که ليسانس رايانه بود
بدو گفت رستم همه مشکلش وز آن ديسک وبرنامه ی خوشگلش
چو رستم بدو داد قيچی و ريش يکی ديسک بوتيبل آورد پيش
يکی برنامه اندر آن ديسک بود بر آورد آن را و اجرا نمود
به ناگه يکی رمز ويروس يافت پی کشف امضای ايشان شتافت
چو ويروس را نيک بشناختند مر از بوت سکتور بر انداختد
به خاک اندر افکند ويروس را تهمتن به رايانه زد بوس را
چنين گفت تهمينه با شوهرش که اين بار بگذشت از پل خرش
دگر باره اما خريت مکن ز رايانه اصلآ تو صحبت مکن
قسم خورد رستم به پروردگار نگيرد دگر ديسک از اسفنديار![]()
......
توی تاکسی نشستی... سمت چپ یه خانوم چادری نشسته... پاهاشو طوری گذاشته که نمی تونی خودتو به سمت چپ بکشی... سمت راست یه پسر می شینه که از همون لحظه ی اول زن بودنت رو بهت یادآوری می کنه... چطوری؟ اینجوری که هی خودشو مرتب بهت نزدیک می کنه و تو باید خودتو اونطرف بکشی... انقدر ادامه پیدا می کنه که دیگه جایی نمی مونه... نفست رو حبس می کنی شاید با این کار کوچیکتر شی و جای کمتری بگیری... حالا باید گرمای چندش آورش رو تحمل کنی و صدات هم در نیاد... چرا؟ چون دختر باید حیا داشته باشه! و اعتراض تو به همه اعلام می کنه که دارن به حقوقت تعرض می کنن... وای! چطور می تونی بذاری دیگران اینو بفهمن؟! مگه تو حیا نداری؟! توی ذهنت 2 تا راه رو بررسی می کنی... یا باید پیاده شی یا خودتو بیشتر جمع کنی... اگه پیداه شی دیگه معلوم نیست کی برسی... تازه توی این سرما و مه ممکنه گیر یکی بدتر ازاون بیوفتی... پس خفه می شی و بیشتر می چسبی به زنه... ماشین به میدون می رسه...خانوم محترم همچین خودشو روت میندازه که فکر می کنی متوجه ی موقعیتت نیست... واسه ی همین با التماس نگاش می کنی به امید اینکه بفهمه و بهت کمک کنه... ولی انچنان نگاهی بهت میندازه که ازخودت خجالت می کشی... چرا؟ چون از نظر اون تو یه مفسد تمام عیاری! تو آرایش داری... مانتوت کوتاه یا تنگه... موهات بیرونه... کلا سر و وضعی داری که از نظر اون خودت می خوای که از بغل یه پسر بپری بغل اون یکی... نه! تو حتی محتاج ترحم هم نیستی!به فکر نجات خودت میوفتی... به پسره که دیگه داره میاد توی دلت نگاه می کنی... اصلا به روی خودش نمیاره... اما کم کم عقب نشینی می کنه و خودشو می کشه کنار... یه نفس راحت می کشی و دست به دامن خدا میشی... خدایا! چرا این مسیر انقدر طولانی شد؟ خدایا! ببخش که فلان کار رو انجام دادم... دیگه تنبیه من بسه... دیگه انجامش نمی دم... خدایا خواهش می کنم... خدایا این پول رو میندازم توی صندوق صدقات تو فقط یه کاری کن که زودتر تموم شه... خدایا....
پسره دوباره از فکر درت میاره... با آرنج به پهلوت می زنه... نمی شه گفت می زنه در واقع نوازشت می کنه...
چی فکر می کنه؟ که دوست داری؟ که خوشت میاد؟ نه...می دونه که اینجوری نیست... از رفتار تو وچندین دختر قبلی خوب اینو فهمیده... پس می فهمی که در کمال آرامش داره جلوی چشم همه توهین و تجاوز به روح تو رو انجام میده... و تو میون اون همه آدم راه نجات وپناهی نداری! دیگه جونت به لبت می رسه... توی چشماش نگاه می کنی و می گی درست بشین... و در جا پشیمون می شی... راننده از توی آینه خریدارانه نگاهت میکنه...2 تا پسر جلویی پچ پچ کنان می خندن و اون میون می شنوی که یکیشون می گه صد بار گفتم یه ماشین بگیر که صندلی عقبش خالی باشه.... و از اونطرف خانوم محترم آهسته میگه اگه بدت میومد که خودتو واسش درست نمی کردی!!!
حس میکنی دنیا دور سرت می چرخه... احساس خفگی و لرزیدنی که نمی دونی از سرمای بیرونه یا توهین به مرز جنون می رسونت...
تمام نیروت رو جمع میکنی و می گی : پیاده می شم آقا!!!
پسره وقتی می خواد پیاده شه انقدر میاد عقب که تک تک اعضای بدنت رو حس می کنه... دیگه کنترلت رو از دست می دی... هولش می دی جلو : کثافت... جلویی ها می خندن... زنه یه چیزی حواله ات میکنه... شاید همون کلمه رو... و پسره با چندش آورترین صدایی که تا حالا شنیدی می گه: جـــــــون!!!
برمی گردی... دلت می خواد بزنی توی دهنش... ولی سوار می شه و میره... می ره و تو می مونی... توی اون هوای سرد و تاریک توی اون مه... تو می مونی و احساسات سر کوب شدت... تو می مونی و ضعف راه رفتنت... تو می مونی اعتقادات تمسخر شده ات... تو می مونی و دوراهی هات یا بدتر از اون گمراهی هات...
اگه از یه روسری صورتی خوشت بیاد مشکل داری؟ اگه فقط آرایش رو به صرف زن بودن و نیازی که توی وجودته دوست داشته باشی خرابی؟ اگه همه جا بابات یا داداشت یا یه مرد دیگه همراهت نباشن و خودت با ماشین مسافرکشی بیای و بری تو کسی هستی که واسه ی عرضه کردن خودت اومدی و منتظری که هر کسی روت یه قیمتی بذاره؟ اگه از یه زن بخوای حالا که احساس بی پناهی می کنی حامیت باشه... باید به خاطر تفاوت ظاهریتون خودش تو رو محکوم کنه؟ توی کدوم دین و مذهب این اومده؟؟؟
حالا دیگه تو می مونی و تردید هات به دین... به مذهب... به جامعه... به آدماش... به آدما که می رسی تو می مونی و هیولای نفرت... نفرت از زنهایی که خدا و رسولش می گن اسلام دین نیت و اونا می گن دین چادر! تو می مونی و نفرت از مردا... تو می مونی و .... نفرت از خودت!!!
1. پیش از دبستان:
دختر و پسر: در این مقطع دختر و پسر فرقی ندارند و بچّه باید سالم باشد. درچنین مقطعی، نوزاد و پس از آن كودك، با اساسیترین و حیاتیترین پرسشهای زندگیاش آشنا میشود؛ پرسشهایی مانند «بگو مامان» ، «آهان! گفتی بابا درسته عزیزم؟!»، «تو واسه چی اوّل گفتی بابا گل من؟!!“ و كم كم پرسشهایی مثل «بگو ببینم، مامانو چند تا دوست داری؟»، «بابا رو چی؟ عمّه رو؟! خاله، عمو... دایی... و... ؟!»، «بزرگ شدی میخوای چی كاره بشی؟» (حالا بگذریم كه این بچّه تمام سعیاش را بكار بگیرد، حداكثر شش سال و نیم تمام دارد و چه میداند اصلا ً بزرگ شدی یعنی تقریبا چقدر شدی؟!)
علایق: ... (عذر میخواهم مزاحم میشوم ولی اگر شما یادتان هست در ششماهگی به چه چیزی علاقه داشتید ما را هم خبر كنید!)
مشاغل مورد علاقه: ؟!
2. دبستان:
دختر و پسر: در این حالت هم دختر و پسر فرقی ندارد و مهم این است كه بچّه... ببخشید كودك با مدرسه ارتباط برقرار كند. در این مقطع كودك با پرسشهایی نظیر «مدرسه رو دوست داری؟ چند تا؟»، «خانم معلّم رو چی؟» ، «چند تا بیست گرفتی؟»، «چرا بیست گرفتی؟»، «چرا چند تا بیست گرفتی؟!!» و... مواجه است.
علایق: مامان و بابا، خانم معلّم، مدرسه، درس، ریاضی( ؟! ).
مشاغل مورد علاقه: خلبانی، پزشكی (یك همچین چیزهایی).
3. دبیرستان:
دختر: در چنین مقطعی، دخترها تبدیل میشوند به یك جور «من دیگه بزرگ شدهام مكرّر. تركیبی از عكس، پوستر، كامپیوتر، دكّهی روزنامهفروشی، و «یه كمی هم درس بخون». پرسشهای مهمی كه با آن مواجه میشوند عبارتست از: «تو چرا اُفت تحصیلی پیدا كردی؟!»، «تو چرا تازگیها این قدر جلوی آیینهای؟!»، «گوشی تلفن كو؟!!»
علایق: آشنایی با انواع و اقسام دوستان، دلتنگی برای انواع و اقسام دوستان(!)، انواع چت روم، CD، گوشی تلفن، موسیقی و...
مشاغل مورد علاقه: بازیگری، نوازندگی و حالا شاید پزشكی!
پسر: تركیبی از «تو دیگه مرد شدی»، «پسرم بزرگ شده»، «آخه پسر تو كی میخوای بزرگ بشی؟»، «پسرم، میخوای در آیندهی نزدیك بزرگ بشی یا آیندهی دور؟!» افه، رو كم كنی، فوتبال، فوتبال، فوتبال، تریپ رفیقبازی و معرفت و اینا.
علایق: رفیق، فوتبال، منچستر، یوونتوس، بایرن (البته از سایر تیمهای از قلم افتاده معذرت!)، ایضا ً موارد بالا.
مشاغل مورد علاقه: بازیگری، خوانندگی، شغل نان و آبدار... همان شغل نان و آبدار.
4. پیشدانشگاهی:
دختر و پسر فرقی ندارند، اغلب در این مقطع هر دو گروه شكل اضطراب میشوند. یك چیزی در مایههای «گنجشكِ نگران ِ آینده و در عین حال عصبی!» همچنین در دو حالت عزیزان حال خود را درك نمیكنند: یكی زمانی كه درسها زیاد است، وقت هم كه كم است، پس دوستان حال عصب دارند؛ دیگر زمانی كه درگیرند، چون درسها را مطالعه نمودهاند ولی میترسند فراموششان شود! تركیبی از كتاب، جزوه، تست، كنكور، زندگی، درس، درس = همهی بقیهی زندگی و مانند اینها.
علایق: یادگیری روشهای تست زدن در سه سوت دو سوت و نیم و كمتر، دانشگاه و اینا...
مشاغل مورد علاقه:
دختر: پزشكی، مهندسی، «هر چی قبول بشم»، «وای خدا نكنه قبول نشم!»
پسر: مبارزه با سربازی!، مهندسی، پزشكی و...
5. دانشگاه:
دختر و پسر: تركیبی از جزوه، «عطر گلهای بهاری»، «عشقمون كاشكی همین جوری بمونه!» و... پرسشهای متداول: «عشق یعنی چه؟!!»، «كلاس تشكیل نمیشه؟»، «عشق یا ثروت، مسئله كدام است؟»، « (با نازخوانده شود لطفا) فعلا میخوام درسمو ادامه بدم (آره دیگه؟!)»
علایق:
دختر: بوفهی دانشكده، ردیف جلوی كلاس، دو در نمودن كلاس و...
پسر: علایق : ایضا ً بوفه ، ردیف آخر كلاس ، ایضا ً دو دَر نمودن كلاس...
مشاغل مورد علاقه:
دختر: شغل پر درآمد، شغل HIGH CLASS و...
پسر: شغل مناسب و پر درآمد... شغل مناسب... شغل
| Design By : Night Skin |


